X
تبلیغات
رایتل

یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ


بالاخره موفق شدم عکسی که توی جیمیل و گوگل و اینا داشتم پاک کنم!! یه عمری بود هی تلاش می کردم، هی نمی شد. تو سایت ها هم اون جاهایی که گفته بودن باید برین و عکسو پاک کنین می رفتم، ولی اونجا عکسمو قبلا پاک کرده بودم، ولی خب بازم نشون میداد. خلاصه، بالاخره موفق شدم دیگه .

--

اسم یکی از هم دوره ای های دوران لیسانسمو سرچ کردم. آقاهه یه عکس گذاشته از خودش با کت و شلوار و کراوات توی خونه اش، کنار دوچرخه ثابت. واقعا چرا آخه؟

--

خدا بیامرزه استیون هاوکینگو. حیف شد دنیا از دستش داد.

--

داشتم در رابطه با همین استیون هاوکینگ سرچ می کردم، رسیدم به اسم یه آقایی به اسم عباس معارف. که ادعا هم میشه نظریه ای دادن تحت عنوان تئوری ماترژن. والا من که اصلا نتونستم انگلیسی این ماترژنو پیدا کنم ببینم چی هست! جالب اینکه تو یه متنی می خوندم نوشته بود که نقضی هم از طرف دانشمندان غربی بر این تئوری تا الان نوشته نشده یا یه همچین چیزی. خب اصلا آدم تئوری طرفو نمی تونه پیدا کنه ببینه چی گفته، چطوری نقضش کنن خب؟!! خلاصه که اگر فهمیدین این تئوری این آقا چی هست به ما هم بگین. جالب اینکه طرف اصلا رشته اش فیزیک نبوده. واقعا خیلی مشتاقم بدونم کسی که فیزیک نخونده چطوری دقیقا تئوری فیزیکی داده؟!!

--

امروز اولین روز کاریم بود بعد از این همه مدت مریضی. تازه همکارام می گفتن تو اصلا حالت خوب نیست. چقدر حالت بده! اینا اگه منو تو حالت مریضیم می دیدن، چی می خواستن بگن؟!

--

شنبه باید دوباره بریم شهر جدید که با یه تاگس موتر دیگه صحبت کنیم (قرار شد به تاگس موتر چی بگم؟ یه کلمه ای گفتین بهم.). قضیه اش طولانیه. یادم بندازین سر فرصت براتون بنویسم چی شده.

--

امروز رفتم پسرمونو بگیرم، تا منو دیده، اومده بغلم. میگه گاگوگ (یعنی قاشق!). خیلی قاشق دوست داره. یه عالمه قاشق پلاستیکی داره که باهاشون بازی می کنه. کلا ازشون جدا نمیشه!! همیشه باید دستش باشن. الان چند تاشم انداخته پشت تخت! چون با قاشقاش می خوابه. با خودم فکر کردم تو روز لابد هزار بار به اینا میگه گاگوگ؛ اونا هم نمی دونن چی میگه .


برچسب‌ها: روزمره
[ چهارشنبه 23 اسفند 1396 ] [ 23:53 ] [ دختر معمولی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پروفایلمو هر از گاهی آپدیت می کنم. شمام هر از گاهی یه نگاه بهش بکنین. شاید چیزی تغییر کرده باشه :) -- وبلاگ قبلی من اینجاست: mamooli.persianblog.ir به خاطر خرابی های مکرر پرشین بلاگ تصمیم گرفتم کوچ کنم :) -- و اما من: من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی خیلی معمولی داریم. اولش دانشجویی اومدیم، الان یه زندگی همچین بگی نگی دانشجویی-کاری داریم! اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه!---- 22 اکتبر 2016 یکی از بهترین و قشنگ ترین اتفاقای زندگیمون رخ داد و پسرمون متولد شد. ---- 13 فوریه ی 2018 بالاخره تزمو سابمیت کردم.---- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ---- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید"، بپرسید. در غیر این صورت، من نمی تونم جوابگوتون باشم. با کمال شرمندگی البته.---- وبلاگ قبلی یه سری پست های روزمره اش رمزداره. اگه رمز می خواین بگین. ---- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 65301