X
تبلیغات
رایتل

یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ


دیروز پسرمونو گذاشته بودم مهد و داشتم برای خودم می رفتم که برم سر کار. از تو پیاده رو داشتم می رفتم که برم سر خیابون واستم و هر وقت چراغ قرمز شد برم. بارون شدیدی میومد. خیابون هم یه کمی شیب داشت به سمت پیاده رو. یهو یه کامیون اومد رد شد؛ تمام سر تا پای منو خیس کرد. یعنی یه جوری که من آب ها رو تو ارتفاع یه متری قشنگ دیدم! حالا شما فکر کنین انگاری همون آبا رو مثل یه سطل خالی کردن رو من!! تقریبا از کمر به پایین خیس خیس شدم.تو هر دو طرف تازه!! یعنی نه فقط اون سمتی که رو به خیابون بود. خیلی داغون بود، ولی خب کاری نمی تونستم بکنم دیگه.

زیر شلوارم هم یه ساپورت پشمی گرم پوشیده بودم چون هوا خیلی سرد بود. یعنی قشنگگگ خیسی ها چسبیده بودن به من!! هی تند تند باید می رفتم دستشویی . یخ کردم تا عصر که برگشتم، ولی خدا رو شکر سرما نخوردم حداقل.

تازه شانس ما همین دیروز پسرمون هم نوبت دکتر داشت و باید می بردمش برای آخرین واکسنش. دکتر خودش آقائه، اما خانوم همین دکتر هم پزشکه. واکسنا و اینا رو گاهی خانومه می زنه. دیروز که رفتم خانومه دفترچه ی واکسن پسرمونو نگاه کرده میگه اولین واکسنشو من زدم، آخریش هم من می زنم .

حالا نوبت بعدی دکترش دو سالگیشه. موقع رفتن از منشی پرسیدم الان وقت بگیرم یا بعدا باید زنگ بزنم؟ گفت تو جولای زنگ بزن وقت بگیر. الان هم اگر می خوای می تونی بگیری. دیدم ما که نیستیم برای دو سالگیش، گفتم پس بعدا زنگ می زنم.

--

به خانوم دکتره میگم پسر ما دو سه هفته پیش سرما خورده، ولی هنوز سرفه می کنه. چیکار کنیم؟ میفرمایند: صبر!

--

پسرمون دوشنبه تو مهد افتاده و خودش زبونشو گاز گرفته. خیلی جاش بد مونده بود. همسر گفت به دکتر نشون بده. نکنه لبش پاره شده و باید ببریمش بیمارستان. به دکتر گفتم، نگاه کرد، گفت چیز خاصی نیست. یه هفته دیگه اثری ازش نمی بینین. حالا همین امروز هم می بینم انگاری خوب شده. آخه اون روز اول کاملا ورم کرده بود.

خوش به حال بچه ها. چقدر زود پوستشون رشد می کنه و ترمیم می کنه خودشو .

--

باید برای خودم نوبت دکتر زنان بگیرم. یادم نیست اخرین باری که رفتم دکتر زنان برای معاینه شیش ماه بعد از تولد پسرمون بود یا دیگه بعد از تولد پسرمون همون یه بار بلافاصله بعد از تولد رو رفتم! اخه سالی یه بار میگن معاینه برین.

--

چند وقت پیش که رفته بودیم شهر قبلی برای دیدن بچه ی دوستمون، یه شب پیش دوستای دیگه مون موندیم دیگه. اون موقع خانوم دوستمون چیزای جالبی بهمون گفت که ما نمی دونستیم. گفتم شمام بدونین، اطلاعاتتون زیاد بشه.

اینجا هزینه های دندون پزشکی رو یه چیزاییش رو بیمه میده، یه چیزاییش رو نمیده. مثلا پر کردن معمولی رو میده، پر کردن با مواد سفید رو نمی ده. اما اگر سالی یه بار (یا شایدم دو بار، دقیق یادم نیست)، برای چک آپ برین دندون پزشکی، هر بار بهتون یه سری امتیاز داده میشه. یعنی براتون این امتیازا ثبت میشه. بعد این امتیازا در واقع تخفیف هایی هستن برای انجام کارهایی که در حالت عادی بیمه پوشش نمیده. یعنی مثلا شما پنج ساله دارین مرتب میرین چک آپ. حالا یه موردی پیش اومده که بیمه پوشش نمیده و هزینه اش میشه مثلا 500 یورو. شما می تونین از اون امتیازهایی که به خاطر چک آپ گرفتین استفاده کنین و مثلا 400 یورو پرداخت کنین.

این طوری در واقع بیمه ها آدما رو ترغیب می کنن که برن چک آپ. چون در نهایت این چک آپ های مرتب سود بیشتری برای بیمه ها داره نسبت به اینکه بخوان نگران اون 100 یورویی باشن که سر تخفیف ها بهتون دادن.

برچسب‌ها: روزمره، دکتر
[ چهارشنبه 27 دی 1396 ] [ 22:33 ] [ دختر معمولی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پروفایلمو هر از گاهی آپدیت می کنم. شمام هر از گاهی یه نگاه بهش بکنین. شاید چیزی تغییر کرده باشه :) -- وبلاگ قبلی من اینجاست: mamooli.persianblog.ir به خاطر خرابی های مکرر پرشین بلاگ تصمیم گرفتم کوچ کنم :) -- و اما من: من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی خیلی معمولی داریم. اولش دانشجویی اومدیم، الان یه زندگی همچین بگی نگی دانشجویی-کاری داریم! اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه!---- 22 اکتبر 2016 یکی از بهترین و قشنگ ترین اتفاقای زندگیمون رخ داد و پسرمون متولد شد. ---- 13 فوریه ی 2018 بالاخره تزمو سابمیت کردم.---- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ---- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید"، بپرسید. در غیر این صورت، من نمی تونم جوابگوتون باشم. با کمال شرمندگی البته.---- وبلاگ قبلی یه سری پست های روزمره اش رمزداره. اگه رمز می خواین بگین. ---- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 71377